معنی عریانوش
5 بازدید
[ عُ رْ وَ ] (ص مرکب) بسان عریان. عریان مانند. برهنه مانند: چنگ است عریان وش سرش صدرهٔ بریشم در برش بسته پلاسین میزرش زانوش پنهان بین در او. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عریانوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر