معنی عرضیة
7 بازدید
[ عُ ضی یَ ] (ع ص نسبی) ناقة عرضیة؛ أی صعبة. (منتهی الارب). ماده شتر که در او سختی و صعوبت باشد. (از اقرب الموارد). || (اِمص) فیه عرضیة؛ یعنی در او بی باکی و سختی و سرکشی است. (منتهی الارب). نخوت و صعوبت و قلت مبالات. (ناظم الاطباء). یعنی در او بی مبالاتی و تکبر و سختگیری است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرضیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر