معنی عرصات
8 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِ) جِ عَرصة. رجوع به عرصة شود. - عرصات جنت؛ گشادگیهای بهشت. (یادداشت مرحوم دهخدا). || (از ع، اِ) صحرای قیامت. (ناظم الاطباء). قیامت. (آنندراج): علوی او را گفت شرم نداری که با خون فرزند پیغمبر سوی عرصات آئی. (مجمل التواریخ والقصص). روز قیامت که برات آورند بادیه را در عرصات آورند.نظامی. - روز عرصات؛ روز قیامت. (ناظم الاطباء). - امثال: عرصات و خرگائی ؛ عرصات و خر گائیدن، این هر دو مثل وقتی میگویند که کسی حرفی را که در خلوت باید گفت در انجمن گوید. و در مصطلحات «خرگاهی» به هاء آمده است. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عرصات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر