معنی واژه عرز
6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) نکوهیدن کسی را و سرزنش نمودن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || درشت و سطبر گردیدن. (منتهی الارب). || گرفته و ترنجیده گردیدن و منقبض شدن. (ناظم الاطباء). || سخت کشیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || در کف گرفتن چیزی را و چسبانیدن انگشتان را بر آن، به اینکه می نماید از آن برخی و ننماید تمام آنرا تا که مشتاق دیدنش گردد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عَ رَ ] (ع مص) درشت و سخت گردیدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).[ عَ رَ ] (ع اِ) نوعی از درخت یز، خرد و باریکتر از آن. و گویند آن مصحف است و درست آن غرز است به غین معجمه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).