معنی عراضة
6 بازدید
[ عُ ضَ ] (ع اِ) راه آورد از طعام و جز آن. ج، عراضات. (آنندراج) (از مهذب الاسماء). هدیه ای که شخص از سفر آورد. (از اقرب الموارد): و عراضه غنیمت بستاند و بر این کار اصرار ننماید. (جهانگشای جوینی). || خواربار. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (ص) کمان پهن. (مهذب الاسماء). کمان پهناور. (منتهی الارب) (آنندراج). || پهناور و عریض. (ناظم الاطباء).[ عَ ضَ ] (ع مص) پهن گردیدن. (اقرب الموارد).[ عَ ضَ ] (اِخ) دهی است از دهستان منیوحی بخش قصبهٔ معمرهٔ شهرستان آبادان، واقع در ۱۵هزارگزی شمال باختری نهر قصر و ۱۳هزارگزی جنوب خاوری راه خسروآباد به آبادان کنار شطالعرب. گرمسیر و مرطوب است. ۲۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از شطالعرب و آب لوله کشی خسرو آباد تأمین میشود. محصولات آن خرما و انگور است. شغل اهالی ماهیگیری و حصیربافی است. ساکنین از طائفهٔ آل ابومصرف هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ عَ ضَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قصبه نصار بخش قصبه معمره شهرستان آبادان در ۸ هزارگزی شمال باختری نهر قصر و ۱۷ هزارگزی جنوب خاوری راه اتومبیل رو خسروآباد به آبادان. ۲۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از شطالعرب و لوله کشی خسروآباد تأمین میشود. محصولات آن مختصری انگور و خرماست. شغل اهالی زراعت و ماهیگیری و حصیربافی و گلاب گیری است. ساکنین از طایفهٔ نصار هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «عراضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر