معنی عراض

معنی عراض

7 بازدید
[ عِ ] (ع اِ) داغی یا خطی است پهناور. (از اقرب الموارد). || سرین ستور. (منتهی الارب). || آهنی است که سم شتر را به وی داغ کنند تا اثر وی شناخته شود. || کرانه. (منتهی الارب). || نیزه. || ابر با رعد و برق. (مهذب الاسماء). || شکاف. (اقرب الموارد). || عراض الحدیث، معظم و معتبر آن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || بعیر ذوعراض؛ شتر که با دهن با درخت یا خار معارضه کند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || فرزند که پدر خود نشناسد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). ج، عُرض.
[ عُ ] (ع ص) پهناور. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
[ عُ ] (ع اِ) ارمغان و آنچه به اهل فرستند. (منتهی الارب). تحفه و هدایا. (از غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء). || آنچه خواربار کن اول پیش کند تا در خواربار او رغبت نمایند. ج، عراضات.

کلمات هم‌قافیه با «عراض»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اض» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید