معنی عرارة
7 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِ) بچه که زود شیر را ترک کند. || هر چیزی که به سوی چیزی بازگردد. (منتهی الارب). || زنان که همواره پسر زایند. || درختی است خوشبوی. (منتهی الارب) (آنندراج).[ عَ رَ ] (ع اِمص) بسیاری. || بدخویی. || سختی. (منتهی الارب). || بلندی. رفعت. (از اقرب الموارد). || مهتری. (منتهی الارب). || بدبختی. (ناظم الاطباء). || (ص) زن که پسر زاید. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || دختری که زود شیر ترک کند. (ناظم الاطباء). || (اِ) ملخ. (از اقرب الموارد). و نیز رجوع به عرادة شود. || اصل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عرارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر