معنی عراز
8 بازدید
[ عُ رْ را ] (ع ص، اِ) جِ عارز. (از اقرب الموارد). غیبت کنندگان. (منتهی الارب). غیبت کنندگان از مردم. (ناظم الاطباء).[ عِ ] (ع مص) معارزة. با همدیگر ستیهیدن. || دور دور یک جانب بودن. || خلاف کردن و با هم خشم گرفتن. || گرفته و ترنجیده گردیدن. (ناظم الاطباء).[ عِ ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر