معنی عجیب
8 بازدید
[ عَ ] (ع ص) کار شگفت. ج، عِجاب. (منتهی الارب) (آنندراج): عجیب نیست که از طین بدر کند گل و نسرین همان که صورت آدم کند سلاطهٔ طین را. سعدی. || خوش آیند از هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). || امری شگفت آور. (اقرب الموارد). || ناشناخته. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «عجیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر