معنی عجیب مازندرانی

معنی عجیب مازندرانی

5 بازدید
[ عَ بِ زَ دَ ] (اِخ) محمد خلیل مردی عاشق پیشه و صوفی منش و اهل عرفان و از مردم عصر محمد شاه بود. با پدر خود از مازندران به تهران آمد و در آن وقت ۸ساله بود و بواسطهٔ طبع روانی که داشت مورد توجه واقع شد. به حضور شاه رسید و مدیحه گفت. وی همچنان از شعرای دربار ناصرالدین شاه بود. از اشعار اوست: عید رمضان شد ای بت دلبر برخیز و بدلخوشی بده ساغر. (از مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۳۵۰).

کلمات هم‌قافیه با «عجیب مازندرانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید