معنی عجی
7 بازدید
[ عَ جی ی ] (ع ص) بچهٔ گم کرده مادر از مردم و شتر که به شیر بیگانه غذا یافته. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ عُ جی ی ] (ع ص) کودکی که مادر شیر او را از وقت آن واپس انداخته باشد. (اقرب الموارد). بچهٔ شیر بدیر یافته. (منتهی الارب). || کودک که به شیر بیگانه پرورش یافته باشد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر