معنی عثرت
7 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِ) عثرة. خطا. گناه : چنان اقتضاء نمود که رعایت جانب قرابت و مواصلت را به اقالت عثرت عین فرض داند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «عثرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر