معنی عثرة
5 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِ) عثرت. رجوع به عثرت شود. || شکوخه. (منتهی الارب). لغزش. || جهاد و جنگ. (اقرب الموارد). و منه لا تبدأهم بالعثرة. (اقرب الموارد). ج، عثرات.
کلمات همقافیه با «عثرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر