معنی عتم
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) بازایستادن از کاری بعد از گذشتن در آن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) || بازماندن از کاری که ارادهٔ آن را داشت. (منتهی الارب) (آنندراج). || دیر نمودن در مهمانی. || گذشتن پاره ای از شب. || کندن موی را. || دوشیده شدن شتران وقت عشاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).[ عُ تُ / عُ ] (ع اِ) زیتون دشتی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج العروس).[ عُ ] (اِخ) حصنی است در کوه و ضرة به یمن. (معجم البلدان).[ عُ ] (اِخ) نام مردی است. (منتهی الارب).[ عُ ] (اِخ) نام اسبی است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر