معنی عتلة
6 بازدید
[ عَ تَ لَ ] (ع ص، اِ) کلوخ کلان که از زمین برکنده باشند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || آهنی است مانند سر تبر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || چوب دستی بزرگ از آهن سرپهن که بدان دیوار بشکنند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || برمای درودگران. تیشهٔ چوب کاو. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). عمود آهنین درودگر و چوب کاو و چوب سوراخ کن. (شرح قاموس). عمود آهنین. (مهذب الاسماء). || شتر ماده که هرگز آبستن نشود. || چوب دستی سطبر درشت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || کمان فارسی. ج، عَتَل. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «عتلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر