معنی عتمة
7 بازدید
[ عَ تَ مَ ] (ع اِ) سه یک اول از شب بعد از غیبت شفق. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). و گفته شده است وقت نماز عشاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || باقی ماندهٔ شیر که بعد از دوشیدن فرودآرد به پستان یا شیر که وقت عتمه فراهم آرد. (منتهی الارب). بقیة اللبن یفیق بها النعم تلک الساعة. (اقرب الموارد). || تاریکی شب. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (مص) بازگشتن شتران از چراگاه وقت شام. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).[ عُ تُ مَ ] (اِخ) حصنی است در کوههای وصاب از نواحی زبید. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عتمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر