معنی طعمه ساختن
7 بازدید
[ طُ مَ / مِ تَ ] (مص مرکب) غذا قرار دادن. خوردن : آنکس که طعمه سازد سی سال خون مردم نه آخرش به طاعون صورت شود مبتر. خاقانی. چون شرر شد قوی همه عالم طعمه سازد چه حاجت تبر است.خاقانی. من نی خشکم وگرچه طعمهٔ آتش نی است طعمهٔ این خشک نی زان آتش تر ساختند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «طعمه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر