معنی طایجواغول
6 بازدید
[ اُ ] (اِخ) یکی از امرا و شاهزادگان عصر غازان خان که در سال ۶۹۷ هـ . ق. بصرف گفتار شخصی که به او پیش گوئی کرده بود که پس از چهل روز سریر پادشاهی بوجود تو مزین خواهد شد. دود پندار بکاخ دماغ او تصاعد کرد هم در آن ایام خبر بگوش غازانخان رسید و طایجو را با مقربان و امرا و کرامات گوی نادان بیاسا رسانید. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۱۵۱). رجوع به همان جلد ص ۱۴۰ و ج ۱ ص ۱۳۷ و تاریخ غازان ص ۹۷، ۱۱۸، ۱۱۹ و تاریخ مغول تألیف اقبال ص ۲۶۵ ذیل «تایجور» شود.
کلمات همقافیه با «طایجواغول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر