معنی طایجوبهادر
7 بازدید
[ بَ دُ ] (اِخ) از امرای لشکر مغول در عهد غازان و پدر غزان است که با یاغیان همدست بود. رشیدالدین فضل اللََّه ذیل «مخالفت اندیشیدن سوکا و بارولا» آرد: و بیشتر جماعت دشمنان (سوکا و بارولا) مقهور شدند و طایفه ای که مانده اند ارسلان اغول را بزرگ خود ساخته اند و بپیلسوار آمده... و امرا که با ارسلان اغول بودند: تولک پسرعم اوجان امیرسلاح بود و اینه بک پسر اشک توغلی از جلایر و غزان پسر طایجوبهادر و موسی ترخان... (تاریخ غازان ص ۹۹). و رجوع به ص ۱۰۰ و غزان شود.
کلمات همقافیه با «طایجوبهادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر