معنی طاهر وقایع‌نگار

معنی طاهر وقایع‌نگار

6 بازدید
[ هِ رِ وَ یِ نِ ] (اِخ) وقایع نگار قمی. معروف به میرزا محمدطاهر وقایع نگار سلاطین صفویه در اواخر عصر شاه عباس و اوایل عصر شاه سلیمان که وی را سیدعبداللََّه بن محمد آل ابوشبانهٔ بحرانی در قصیدهٔ مفصلی مدح کرده است و این قصیده در سلافةالعصر آمده و در آن شاعر اشاره کرده که وی وقایع نگار بوده است چنانکه از این دو شعر مفهوم میشود: تدیر علینا من کؤس حدیثها عتیق سلاف راح یسنده الثغر کما اسندت فی العلم و الحلم و التقی احادیث من اللََّه ثم له الشکر. (از الذریعه ج ۴ ص ۳۷). رجوع به الذریعه ج ۴ ص ۸۹ و ۲۱۹ و ج ۳ ص ۴۵۳ و ج ۵ ۱۷۴ و ۸۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «طاهر وقایع‌نگار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید