معنی طاهر وحید
7 بازدید
[ هِ رِ وَ ] (اِخ) محمدطاهر وحید. او راست: مجموعه ای در «توحید» که صاحب الذریعه آنرا در کتابخانهٔ سیدنصراللََّه تقوی دیده است و مینویسد: ظاهراً وی بجز میرزا طاهر وحید قزوینی است که نصرآبادی در ص ۱۷ تذکرهٔ خود از وی نامبرده و ما در ص ۳۶ بدان اشاره کردیم. (از الذریعه ج ۴ ص ۴۸۰).[ هِ رِ وَ ] (اِخ) میرزا طاهربن حسین خان قزوینی. رجوع به طاهر قزوینی و ترجمهٔ تاریخ ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ص ۱۸۶، تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۷ و وحید شود.
کلمات همقافیه با «طاهر وحید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر