معنی طابخة
8 بازدید
[ بِ خَ ] (ع ص) تأنیث طابخ. || (اِ) گرمای نیمروز. (منتهی الارب) (آنندراج). گرمگاه. (مهذب الاسماء). گرمای روز. || (اِخ) لقب عامربن الیاس بن مُضَر. (منتهی الارب). و رجوع به تاریخ سیستان ص ۵۰ شود. || نام قبیله ای است. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «طابخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر