معنی طابخ
7 بازدید
[ بِ ] (ع ص) تب سخت گرم. (منتهی الارب) (دهار) (بحر الجواهر). تب تُند. || طبّاخ. آشپز. دیگ پز. خوالیگر. مطبخی.
کلمات همقافیه با «طابخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بخ» برای سرودن شعر