معنی طابران
7 بازدید
[ بَ ] (اِخ) طبران. یکی از دو شهر باستانی طوس. طابران و نوقان، که مجموعاً طوس نامیده میشدند. (مراصد الاطلاع نقل به معنی). || یاقوت در معجم البلدان به نقل از بلاد ری گوید: خراسان چهار قسمت بوده، ربع اول ایرانشهر که عبارت بود از نیشابور، قهستان، طبسان، هرات، بوشنج، بادغیس و طوس که نام آن طابران است. (معجم البلدان). و این شهر مولد شاعر شهیر فردوسی طوسی علیه الرحمه است از قریهٔ باژ. رجوع به چهار مقاله چ قزوینی چ بریل ص ۴۷ شود: و چون نتواند بر آن راه رفتن اگر براه هرات و سرخس رود ممکن باشد او را گرفتن. پس بر این عزم سوی طابران طوس رفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۱۶). و سبج (شبه) نیکو معدنش در طابران طوس است. (الجماهر بیرونی ص ۱۹۹).[ بَ ] (اِخ) یکی از نقاط قلمرو ابوخزیمه بوده است. (سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو).
کلمات همقافیه با «طابران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر