معنی صوامع
8 بازدید
[ صَ مِ ] (ع اِ) جِ صَوْمَعَة. عبادتخانه های ترسایان. (غیاث اللغات): {/Bوَ لَوْ لاََ دَفْعُ اَللََّهِ اَلنََّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوََامِعُ وَ بِیَعٌ . ۱۲-۲۳۲۲:۴۰/}(قرآن ۲۲/۴۰). چون قندیل عقیقین از صوامع رهابین تابان. (سندبادنامه ص ۱۲۰). خرقه پوشان صوامع را دوتائی چاک شد چون من اندر کوی وحدت لاف یکتائی زدم. سعدی. چو نام او گذرد بر صوامع ملکوت بقدر مرتبه هر یک ز جا بلند شوند.؟[ صَ مِ ] (اِخ) قبیله ای است از بطون هوارة از بربر. (صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۶۴).
کلمات همقافیه با «صوامع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر