معنی صوان
6 بازدید
[ صَ / صِ / صُ ] (ع اِ) جامه دان. (منتهی الارب). تختهٔ جامه. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). ج، اَصوِنَه. (اقرب الموارد). || هر چیز که جامه ها در آن نهند از جونه یا تخت یا سفط. (از سرالادب ثعالبی). صندوق رخت. (دهار). || (ص) حافظ. ساتر. حاجب : جز چنین خرقه نخواهد شد صوان نور ما را برنتابد غیر آن.مولوی.[ صُ وْ وا ] (ع ص، اِ) جِ صائن. رجوع به صائن شود.[ صَ وْ وا ] (ع اِ) جِ صَوّانَة. رجوع بدین کلمه شود.
کلمات همقافیه با «صوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر