معنی صوام
6 بازدید
[ صَ ] (ع ص، اِ) زمین خشک بی آب. (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) کوهی است در نزدیکی بصره. (معجم البلدان).[ صَ وْ وا ] (ع ص) بسیار روزه گیرنده. صیغت مبالغه است صائم را. رجوع به صائم شود.[ صُ وْ وا ] (ع ص، اِ) جِ صائم. رجوع بدان کلمه شود.[ صَ وْ وا ] (ع اِ) پرنده ای است خاکی رنگ درازگردن که بیشتر در خرمابن آشیانه سازد.
کلمات همقافیه با «صوام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر