معنی صواعق
4 بازدید
[ صَ عِ ] (ع ص، اِ) جِ صاعقه : {/Bیَجْعَلُونَ أَصََابِعَهُمْ فِی آذََانِهِمْ مِنَ اَلصَّوََاعِقِ حَذَرَ اَلْمَوْتِ . ۱۱-۱۸۲:۱۹/}(قرآن ۲/۱۹). و حوادث و آفات عارضی چون مار و کژدم... و صواعق در کمین. (کلیله و دمنه). ابر صواعق سنان بحر جواهربیان روح ملایک سپاه مهر کواکب حَشَم.خاقانی. از صواعق رعد و برق و عواصف جنوب و شمال خیمه ها فرونشست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۲۷). رجوع به صاعقه شود.
کلمات همقافیه با «صواعق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عق» برای سرودن شعر