معنی صنیع حضرت
5 بازدید
[ صَ عِ حَ رَ ] (اِخ) از کسانی بود که در مبارزهٔ مشروطیت پیوسته دولتیان را یاری میداد و جمعی از اوباشان را فراهم آورده بمجلس می تاخت. کسروی نویسد: روز بیست و سوم آذر (۱۲۸۶ نهم ذوالقعدهٔ ۱۳۲۶ هـ . ق.) گروهی از بی سر و سامان (های) چاله میدان بسردستگی صنیع حضرت هر کدام از کوی خود راه افتاده رو بسوی مسجد سپهسالار روانه شدند... امروز انبوهی از انجمنها در مدرسهٔ سپهسالار میبودند. اوباشان زمانی بودند و بیاسودند، ناگهان به هیاهو برخاستند و به مجلس و مشروطه دشنامها سرودند و با این هایهوی و عربده از مدرسه بیرون آمده، رو بسوی مجلس نهادند... (تاریخ مشروطیت ص ۵۰۵). و هم او نویسد: چون در جلسهٔ بیست و سوم (نهم ذوالحجة). محمدعلیشاه مجدداً با مشروطه خواهان دوستی کرد و دستور داد اوباشان را دستگیر کنند. صنیع حضرت پنهان شد و او را در خانهٔ پدرزن خود دستگیر کردند که در میان آنان گریخته بود. (همان کتاب ص ۵۲۹). سرانجام در روز دوشنبهٔ ۱۳ بهمن (بیست ونهم ذوالحجة) بموجب رأی عدلیه به دوهزار ضربه شلاق و ده سال حبس در کلات محکوم شد و به صوب زندان اعزام گشت. (همان کتاب ص ۵۳۳). برون نویسد: در همان روز که مجلس را بتوپ بستند، محمدعلیشاه او و دیگر تبعیدیان کلات را بازخواند. (انقلاب ایران ص ۲۱۴). پس از فتح تهران و استقرار مشروطیت او و چند تن دیگر از سران استبداد چون میر هاشم تبریزی و شیخ فضل اللََّه نوری بموجب رأی دادگاه اعدام شدند.
کلمات همقافیه با «صنیع حضرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر