معنی صناعت کردن
7 بازدید
[ صِ عَ کَ دَ ] (مص مرکب) مهارت نمودن. استادی نشان دادن چنانکه بر حریف پیروز شود. غالب آمدن : چو در بازی صناعت کرد بهرام ز عرصه، شاه بیرون رفت ناکام.نظامی.
کلمات همقافیه با «صناعت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر