معنی صناعتور
7 بازدید
[ صِ عَ وَ ] (ص مرکب) پیشه ور. هنرمند. آنکه صنعتی داند: و از هر جنس صناعتوران که اندر لشکر به کار آیند مهیا کرد. (تاریخ بخارا ص ۸۴). رجوع به صناعت و صنعت شود.
کلمات همقافیه با «صناعتور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر