معنی صناج
4 بازدید
[ صَ نْ نا ] (ع ص) صنج زن. (مهذب الاسماء). دف زن. چنگ زن. چنگی. چنگ نوازنده : می خوشخوارهٔ خوشبوی همی خور در باغ قمری و بلبل عواد خوش و صناج است. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «صناج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر