معنی صنابی
6 بازدید
[ صِ ] (ص نسبی) اسب سپید یا اسب گلگون که با مویهای سپید آمیخته باشد. (منتهی الارب). اسب کمیت یا بور که سفیدی با وی آمیخته بود. (مهذب الاسماء). در صبح الاعشی آرد: و ان خابط شقرة الاشقر او الکمیت شقرة بیضاء قیل صنابی اخذاً من الصناب و هو الخردل بالزبیب. (صبح الاعشی ص ۱۹ ج ۲).
کلمات همقافیه با «صنابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر