معنی صم بکم
8 بازدید
[ صُ مْ مُمْ بُ ] (ع ص مرکب، از اتباع) از اتباع است. جِ اصم و ابکم. کران و گنگان. مأخوذ است از آیات ۱۸، ۱۷۱ سورهٔ بقره: صم بکم عمی فهم لایرجعون (لایعقلون): زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم. سعدی. رجوع به صم شود.
کلمات همقافیه با «صم بکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر