معنی صفراشکن
5 بازدید
[ صَ شِ کَ ] (نف مرکب) زائل کنندهٔ صفرا. بُرندهٔ صفرا. خوردنی یا داروئی که صفرا را ببُرد: سرگیج کن هزار صفرا صفراشکن هزار سودا.نظامی. - آلبالو صفراشکن. صفراشکنه آلبالو.
کلمات همقافیه با «صفراشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر