معنی صرفهکاری
6 بازدید
[ صَ فَ / فِ ] (حامص مرکب) صرفه جوئی. اقتصاد. به اندازه هزینه کردن. احتیاط و ملاحظه در خرج : شه غزنوی گرچه تقصیر کرد تلافی خدیو جهانگیر کرد از آن صرفه کاری شد این سود او که مذموم شد نام محمود او. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صرفهکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر