معنی صرفهجوئی کردن
7 بازدید
[ صَ فَ / فِ کَ دَ ] (مص مرکب) خرج به اندازه کردن. اقتصاد. رجوع به صرفه جوئی و صرفه نگاه داشتن شود.
کلمات همقافیه با «صرفهجوئی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر