معنی صرعة
7 بازدید
[ صَ / صُ / صِ عَ ] (ع اِ) رجوع به صرعه شود.[ صُ عَ ] (ع ص) آنکه او را مردم بسیار افکنند. (منتهی الارب). کسی که او را مردم بر زمین زنند و بسیار افکنند.[ صُ رَ عَ ] (ع ص) آنکه او مردم را بسیار اندازد. (منتهی الارب). اعظم رجل فی الخلق لأنه یغلب نفسه عند الغضب و یقهرها و هو اکبر نصر یفوز به المرء اذا تمکن من البلوغ الیه. (نشوء اللغة العربیة ص ۸۶).[ صَ عَ ] (ع اِ) حالت چیزی. || (مص) یکبار افکندن. (منتهی الارب).[ صِ عَ ] (ع مص) نوعی از افتادن. و منه المثل: سوء الاستمساک خیر من حسن الصرعة و یروی بالفتح بمعنی المرة.
کلمات همقافیه با «صرعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر