معنی صرعان
7 بازدید
[ صَ ] (ع اِ) دو گلهٔ شتر که یکی از آنها می آید و دیگری میرود. (منتهی الارب). || بامداد و شبانگاه. (مهذب الاسماء). یعنی از بامداد تا زوال یک صرع است و از زوال تا غروب صرع دیگر. (منتهی الارب). || روز و شب. (منتهی الارب). || دو حال و دو وضع. (ناظم الاطباء).[ صِ ] (ع اِ) دو مرد کشتی گیر. دو حریف. یقال: هما صرعان؛ ای حریفان. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «صرعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر