معنی صراف خزان
6 بازدید
[ صَ رْ را فِ خَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایت از خورشید است. || باد خزان. || فصل خزان. (برهان): گرنه صراف خزان کیسه فشان شد در باغ چو چمن ها ز زهابش همه یکسر ذهب است . انوری (از انجمن آرای ناصری). مؤلف آنندراج این بیت را به ملا منیر نسبت داده است.
کلمات همقافیه با «صراف خزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر