معنی صرافان
7 بازدید
[ صَ رْ را ] (اِ) جِ فارسی صرّاف: بازار صرافان. || بر هر اسرائیلی که بسن بیست میرسید فرض بود که نصف شاقل بخزانهٔ خداوند بدهد (سفر خروج ۳۰:۱۳ - ۱۵) صرافان در نزدیکی هیکل می نشستند تا آن نقره را که محل احتیاج مردم بود وزن کرده برای تقدیم مذکور حاضر نمایند و البته بواسطهٔ خدمت مسطوره اجرت میگرفتند و چون صرّافان متدرجاً این کار را در خود هیکل بنا کردند علی هذا مسیح ایشان را از آنجا بیرون فرمود (متی ۲۱: ۱۲ و مرقس ۱۱: ۱۵). (قاموس کتاب مقدس). رجوع به بانکداری شود.
کلمات همقافیه با «صرافان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر