معنی صرارة
8 بازدید
[ صَ رَ ] (ع ص) آنکه حج نکرده باشد. || آنکه گرد زن نگردد. || جِ صرورة بهمین معنی. (منتهی الارب).[ صَ رْ را رَ ] (ع ص) النعال الصرارة؛ التی لها صریر. (سمعانی ۳۵۱).[ صَ رَ ] (اِخ) نهری است. (منتهی الارب).[ صَ رَ ] (ع اِ) صرّار. پزدک. تزدک . جزد. رجوع به صَرار شود.
کلمات همقافیه با «صرارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر