معنی صراری

معنی صراری

9 بازدید
[ صَ ری ی ] (ع اِ) کشتیبان. (تفلیسی) (منتهی الارب). || جِ صاری. ج، صراریون. (منتهی الارب).
[ صَ رْ را ری ی ] (ع ص نسبی) نسبت است به کفشهای صرارة یعنی صدادار در هنگام راه پیمودن انسان. (سمعانی).
[ صَ رْ را ری ی ] (اِخ) ابوبکر محمدبن بکربن فضل. فرزند صاحب ترجمهٔ آتی است. از سعیدبن هاشم بن مرثد و طبقهٔ وی روایت کند. ابوکامل بصری گوید از وی حدیث نوشتم. ابن ماکولا نیز وی را یاد کرده است. (سمعانی).
[ صَ رْ را ری ی ] (اِخ) ابوالقاسم بکربن فضل بن موسی غالی صراری. ازمقدام بن داود روایت دارد. (سمعانی).
[ صِ ] (ص نسبی) منسوب به صِرار موضعی نزدیک مدینة.
[ صِ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه. وی از عبداللََّه بن عبدالرحمان بن حسین از عطاءبن ابی ریاح روایت دارد،و یزیدبن هاد و بکربن مصر از او. و برخی پدر او را ابراهیم آورده اند و ابن ماکولا گوید عبداللََّه درست است و نسب او محمدبن عبداللََّه بن حسن بن علی بن ابی طالب صراری باشد. (سمعانی ص ۳۵۱ الف).

کلمات هم‌قافیه با «صراری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید