معنی صراراللیل
7 بازدید
[ صَ رْ را رُلْ لَ ] (ع اِ مرکب) به شب بانگ کننده. (دستورالاخوان). الجدجد. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). و اسمه شبیه بصوته و هو اکبر من الجندب، و بعض العرب یسمیه الصدی. (اقرب الموارد). || ملخ سیاه که شب بانگ کند. (منتهی الارب). و به فارسی جرواسک گویند. (ناظم الاطباء). <۵۳۰۶۴۱۰۱۴۹۰۷۰۱>...سوسک. جانورکی که بشب بانگ کند. تَزد. جَزد. و هو جراد اسود یکون فی الزرع. (زمخشری). جیرجیرک. سیسرک. سسردک. سسرک. علی ورجه. رجوع جَزد و رجوع به نشوء اللغة العربیة ص ۹ شود.
کلمات همقافیه با «صراراللیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر