معنی صرار

معنی صرار

8 بازدید
[ صَ ] (ع ص، اِ) جِ صرورة. (منتهی الارب).
[ صِ ] (ع اِ) رشته که بر پستان اشتر بندند. پستان بند ناقه. ج، اَصِرَّة. (منتهی الارب). || جایهای بلند. (منتهی الارب).
[ صَ رْ را ] (ع اِ) تزدک . (ربنجنی). جَزد. (دستور اللغة). زنجره. زَلَّه. چیک. (تحفه). صَرّارَه. و این غیر صراراللیل است.
[ صَ / صِ ] (اِخ) رودباری است به حجاز. (منتهی الارب).
[ صِ ] (اِخ) موضعی است نزدیک مدینه. (منتهی الارب). گفته اند صرار موضعی است در سه میلی مدینه بر طریق عراق. (قول خطابی) (معجم البلدان). آبی است در حرّهٔ شرقیه. (منتهی الارب). نصر گوید: آبی است قرب مدینه که در زمان جاهلیت حفر کرده اند، و آن بر سمت عراق است. (معجم البلدان). || اطمیست در شامی مدینه. (منتهی الارب). گفته اند اطمی است بنی عبداللََّه سهل را و ذکر آن در ایام عرب و اشعار ایشان بسیار آید. (معجم البلدان). || نام کوهی است. صریر گوید: انّ الفرزدق لایُزایل لُؤمه حتی یزولَ عن الطریق صِرارُ. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «صرار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید