معنی صدوف

معنی صدوف

[ صَ ] (ع ص) زنی که روی آرد و بازگرداند. (منتهی الارب). آن زن که روی بگرداند از شوی خویش. (مهذب الاسماء). || گنده بوی دهن. (منتهی الارب). الابخر؛ ای المنتن الرائحة. (قطر المحیط). || (اِ) علم است مر زنان را. (منتهی الارب).
[ صَ ] (اِخ) از زنان غالی و از نساک است. (البیان والتبیین چ مطبعهٔ رحمانیهٔ قاهره ج ۱ ص ۲۸۳).
[ صُ ] (ع مص) برگشتن. (منتهی الارب). بگشتن. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (مصادر زوزنی). || میل کردن. (منتهی الارب). || گام خرد نهادن. (مصادر زوزنی).
[ ] (اِخ) نام یکی از دو کافر مالداری که قصد شتر صالح کردند. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۳۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «صدوف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید