معنی صدوق
[ صَ ] (ع ص) همیشه راستگو. الدائم الصدق. (اقرب الموارد). راستگوی. (مهذب الاسماء). || (اِ) دوست. ج، صُدُق و صُدق. (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) رجوع به جعفربن محمدبن موسی... و رجوع به ابن قولویه... شود.[ صَ ] (اِخ) محمدبن علی بن حسین قمی مکنی به ابوجعفر. رجوع به ابن بابویه در همین لغت نامه و رجوع به روضات الجنات و ریحانة الادب شود.[ ] (اِخ) پیغمبری است. خدا وی را بهمراهی صادق و شلوم به پیغمبری به شهر انطاکیه فرستاد. مردم شهر تکذیب آنان کردند، درودگری جبیب نام بدیشان ایمان آورد و بعضی گفته اند که آنان در زمان فترت بوده اند. (تاریخ گزیده ص ۵۹). و رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۹۳ شود.
کلمات همقافیه با «صدوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر