معنی صاحبجمع
6 بازدید
[ حِ جَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) مأمور جمع آوری مالیات در دورهٔ مغول. ج، صاحب جمعان : تا رعایا آن را بدو قسط باده و نیم و حق خزانه با صاحب جمعی که در هر ولایت منصوب گشته میرسانند. (تاریخ غازان خانی ص ۲۶۴). || در روزگار صفویه صاحب جمع کسی را می گفتند که مسؤول ضبط و تحویل نوعی از اموال دیوانی بود چون: صاحب جمع خزانه، صاحب جمع جباخانه، صاحب جمع قیچاچی خانه (خیاطخانهٔ سلطنتی)، صاحب جمع میوه خانه، صاحب جمع غانات، صاحب جمع آبدارخانه، صاحب جمع شترخان، صاحب جمع قهوه خانه، صاحب جمع رکابخانه، صاحب جمع مشعلخانه و نقاره خانه، صاحب جمع انبار، صاحب جمع اصطبل، صاحب جمع شربت خانه. (تذکرةالملوک چ مینورسکی صص ۴۵ -۵۲).
کلمات همقافیه با «صاحبجمع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر