معنی صاحبجهان
5 بازدید
[ حِ جَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) جهاندار. پادشاه : گر این صاحب جهان دلدادهٔ تست شکاری بس شگرف افتادهٔ تست.نظامی. جهان را به صاحب جهان نور باد وز این داوری چشم بد دور باد.نظامی.
کلمات همقافیه با «صاحبجهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر