معنی شیمة
8 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) خوی و عادت و طبیعت. (ناظم الاطباء). شیمه. خو. (منتهی الارب). خلق. (اقرب الموارد). رجوع به خوی شود.
کلمات همقافیه با «شیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر